رویدادهای اخیر
Home / تازه خبر / پابرهنه ها گوسفند چرانها، وتفاخر دربلند منزلها.

پابرهنه ها گوسفند چرانها، وتفاخر دربلند منزلها.

در حدیث صحیح مسلم که سیدنا جبریل امین علیه السلام به نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد واز قيامت وعلامات قیامت پرسید؛ رسول خدا صلی الله علیه وسلم برایش فرمود: وأن ترى الحفاة العراة العالة رعاء الشاء يتطاولون فى البنيان. (صحیح مسلم / عدد /۱۰۲). زمانیکه پا برهنه های فقیر گوسفند چرانها را دیدی که یکی بر دیگری در ساختن وبلند کردن آپارتمانها وخانه ها تفاخر میکردند این هم یکی از علامات قیامت است. درمقطع زمانیکه ما قرار داشته ایم وخوش هستیم که زنده ایم اگرچه هیچ نفع را از این زندگی نه برای آخرت خود بردیم ونه هم از مزهٔ  این زندگی آگاه شدیم؛ فقط شب را به امید روز خوش وروز را به تمنای شب أمن میگذرانیم این پدیده را بیشتر میبینیم که: مردم ده نشین یک سو از بمباردمان خارجیها، چاپه ها، شبخون، تلاشی ومسدود کردن راهها به ستوه آمده، به سوی دیگر دولت دولتی نیست که به آن حساب کرد یا دفاع از هموطنان خویش را فریضهٔ خود بداند؛ وبه جانب دیگر مضعله های زمینهای میراثی است که، همه روزه کوچیهای (سر لوچ، پای لوچ، موی پراگنده وبی سواد، گوسفند چرانها) از زمینهای میراثی ما نیز دست را بر نمی دارند آمدند تا اینکه نظام شمسی چینایی به قدرت هر یک گوسفند چران بوده که آن را خریده وبر زمینهای ده نیز نصب میکنند؛ باکی از این ندارند که، این حق بوده یا ناحق؟. در یک مقاله ای خواندم که نوشته بود: تاریخ افغانستان مشحون ازعملکرد خشن حکومتهای استبدادی بوده و اقوام محروم کشوراستبداد را تا سرحد قتل عام وازدست دادن سرزمین و ویرانی خانه های پدری شان تجربه کرده است. چالشهای سیاسی و اجتماعي درافغانستان همگی ريشهء قومي داشته که هريك از اقوام سعي دا شته تا درقدرت متناسب باحضورفزیکی موقف لازم سیاسی را پیدا نمایند ودرصورت ناکامی ،به خشونت رو میآوردند. نویسنده پیش رفته ونوشته است که، کوچی گری یک پدیده عقب مانده قرون وسطا ئی است که ازعمر آن بیش از چند قرن سپری میشود مگرهنوز هم درقرن بیست یکم این پدیده کهنه اجتما عی درافغا نستان وپاکستان وجود دارد .کوچیگری ازطرف حکومتهای ستمگرگذشته برای بهره برداری سیاسی علیه دیگراقوام کشورمورد استفاده قرار داده شده اما اکنون نیز حلقات وجود دارند که ازکوچیگری بحیث آله فشار سیاسی علیه سائر اقوام استفاده مینمایند پدیدهء کوچیگری نه یک صنف ونه یک قوم جدا گانه است چون تمامی اقوام افغانستان اعم از پښتونها، تاجکها, هزاره ها , ازبک ها,ترکمن ها , ایماقها , بلوچها , قیرغیز ها , پامیریها- قزلباش ها و عربها و غیره همه اقوام کوچیهای عادی و طبیعی دارند و به رمه داری و تربیه مواشی مصروفند که این کوچیها در تابستان هرسال برای سه ماه همراه با رمه های شان درچراگاه های نزدیک به زمینهای زراعتی للمی ویا درچراگاه های مشترک نزدیک به مناطق زیست شان میروند و درتربیه مواشی مبادرت میورزند. اما کوچیهای غاصب یک قوم دیگری است که: با هیچ یکی از اقوام افغان شباهت نداشته است وبه زور وسر تمبگی زندگی را میگذرانند. در گزارشهای واصله که حاکی ازبزوررانده شدن هزاران نفرازساکنین مناطق مرکزی افغانستان ازقریه های شان بوده، فصل جدیدی ازمشکلات را نمایان می سازد. قبلا هزاره های کشور از این قوم کوچی تنگ بوده که این بادیه نشینان میرفتند وزمینها وکشت شان را نذر گوسفندان کرده وخانه های شان اموال غنیمت میشمردند اما امروز اقوام پشتون، تاجک، ازبک ودیگران نیز از این مردم زور آزما به ستوه آمدند. در یک گزارش آمده بود که، ساکنین شیعه مذهب ولسوالی های بهسود (ولسوالی حصه اول و ولسوالی حصه دوم بهسود) که نژاداً هزاره بوده و بیشترین رنجها را متحمل گردیده اند، مدعی اند که مردان مسلحی آنها را بزور ازخانه های شان رانده اند واین مردان مسلح حین ورود به خانه های هزاره ها میگویند که، ما طالبان هستیم. نتیجتا اینکه کوچیها به جعل وتزویر با استفاده از نام طالبان چور وچپاول را وظیفهٔ خود میدانند؛ ودر حقیقت سبب بدنامی طالبان این کوچیها شده که، نه طالبان از آنها علم دارند ونه این کار طالبان بوده است که خانه های مردم را چپاول وزمینهای شان را غصب کنند. جالب اینکه این کوچیهای غاصب حین غصب وچور وچپاول خانه های مردم هزاره، شعارهایی با خطوط به حمایت از اسامه بن لادن برروی دیوارهای خانه های متروکه وخالی ازسکنه، وسلاحهای ثقیله ای نظیر هاوان، راکت اندازها و نارنجک اندازهایی که این کوچیها با خود آورده بودند، یادگارها وتصاویر مینوشتند. دولت افغانستان، باوجود گذشت سالها ازشروع این مشکلات، هیچ نوع قوای مسلح و یا پولیس کمکی و اضافی را برای حل این نوع نزاعها اعزام نه کرده واز مقولهٔ ( تفرقه را بینداز وحکومت کن) کار میگیرد. دامنهٔ این تنشها رسیده به تمامی مناطقیکه دولت در آن حاکمیت نداشته است زیراکه، کوچیها از نام دولت کار گرفته نمی تواند پس با هر گروه باغی یکجا ویک مشت بوده تا شکم خود را سیر کنند. واین دامنه به مناطق دور افتادهٔ ولایتهای، خوست، پکتیا، پکتیکا، لوگر، زابل، غزنی وهمه ولایاتی رسیده است که دولت در آن ضعیف بوده است. در این اواخر کوچیهای مناطق ببرک تانه و علی شیر خوست گفته اند که از چند روز به این سو باشنده گان مناطق لکنو و قدمو راه رفت وآمد آنان به شهر را بسته اند. کوچیها گفته اند که، مسدود بودن راه آنان را با مشکلات فراوانی روبه رو کرده است و در انتقال بیماران شان به شفاخانه و انتقال مواد خوراکی به مشکل مواجه شده اند. بالمقابل باشنده گان خوست هشدار داده اند که، تا زمانی که کوچی ها زمین های آنان را واگذار نکنند، مسیر رفت وآمد شان همچنان بسته خواهد ماند. چند ماه پیش هیأت ۸۳ نفری برای حل تنش های قومی از کابل به خوست رفت، اما باشنده گان خوست می گویند، این هیأت نتوانست مشکلات آنان را حل کند. پدیدهٔ زور آزمایی کوچیزم در افغانستان جدید نیست بلکه از قرنها این مسئلهٔ جنجال زا باقی مانده است؛ در ولایتهای زابل، خوست، غزنی، میدان وردک، لوگر، وولایات دیگر کشور بطور همه ساله بین کوچیها ومردم منطقه درگیری صورت میگیرد؛ دولتها نتوانسته است که این دعاوی را حل وفصل کند؛ در برخی مناطق کشور، کوچیها به اندازه ای قوی بوده که، زمینهای زراعتی مردم را غصب کرده وبا زور تفنگ آن را حق خود میدانند؛ مردم کشور میگویند که کوچیها در مناطقیکه دولت کنترول ندارد، با طالبان مسلح یکجا بوده وبا استفاده از نام طالب زمینهای شخصی را غصب میکنند، حتی در برخی مناطق مسؤلین طالب که با کوچیها در غصب زمین موافق نه باشند از صفوف طالبان اخراج شده اند.  پدیده کوچی یکی از بارز ترین چالشها در کشور محسوب میشود که، اگر صادقانه برای پایان دادن به این تشنجها وجنجالها تلاش بخرج داده نه شود، این پدیده یکی از پر مرگبار ترین پدیده ها خواهد شد.

نوشته: صالح افغان

comments

نظر خودرا بنویسید

. *

*